تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

                                                         

 یک روز دیگر به حرف زدن یادت آمد.

خودش است. دستش را جلو آورد.

دارد بازی می کند . تو هم باید بروی پیش دوستت .

نوشته های مستند،دست تورا بگیرد...دوست من !

نازنین مثل قیافه موعظه گرایانه ای می آید و خودش را پرت

می کند . نگاهمان به هم، دقیق می شوم . اینطور نمی شود

آدم دلش می خواهد پژمرده می شود .

به فردا فکر می کردم .دست دادن یعنی پیدا کردن پاها. چنین

سکونتی از نوشتن دست،یعنی عدم پا وجود ندارد.

نازنین ! حالت درونی همه کلمات به من ارتباطی ندارد . هیچ

دهانی در آن نیست . دهانش را باز می کند . احساسات پرعیب

ما،درهمین جای کلمه کش می آید .( فرو نمی روی )

آن قدر دور سرت چرخانده ای.

دلالت ها هستیم وغیره.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 17:11  توسط امیر قاضی پور  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 15:25  توسط امیر قاضی پور  | 

 

 

فصلی ديگر

امير قاضی پور

با نگاهي به شعرهاي چند صداييِ مهرداد فلاح/ا



نمونه ي اول:

حالا که اين گوشي دستِ من افتاده است
بگذار خودم را معرفي کنم
من...


حق داري!
پنجره اي که دستِ تو را باز کرد تاريک است
گنجشک ها بىجهت به شيشه مىکوبند


دلم گرفته است
آينه اي دارم که از آن رو برمىگردانند...مىشنوي؟
توي خط افتاده اند
دارند جار مىکشند جار
گوشي را مىگذارم

در آغازِ شعر شخصيّتِ اول که مشخّص نيست کيست شروع به حرف زدن مىکند که کلامش توسطِ شخصِ دوم که در آن طرفِ سيمِ تلفن است قطع مىشود. از اين جاي شعر شخصيّتِ دوم است که از زبانِ شخصيّتِ اول شروع به حرف زدن مىکند و اين مکالمه ادامه پيدا مىکند تا سطرِ دهمِ شعر، که در سطرِ يازدهم(آخرين سطرِ شعر)شخصِ اول با حضورِ دوباره ي خود، آخرين حضورش را نيز رقم مىزند و مکالمه به پايان مىرسد.
در اين شعر دو صدا در متنِ شعر با ظرافتِ تمام به دور از هرگونه تصنع شنيده مىشود.

نمونه ي دوم:

دارد مىترکد
بگذاريد شليک کند...گُل!
بگوييد وُ
بشنويد

دارد زنگ مىزند
گوش تيز کنيد!
شنيدن
روزنامه اي ست که اجازه نمىخواهد

در اين شعر با استفاده از کلمه ي دو پهلوي "گُل" در عينِ معناي متفاوت، سطرهاي شعر را از هم جدا مىکند. سطرِ قبل و سطرِ بعد و کلمه ي "گُل" دو معنيِ مختلف را در شعر منعکس مىکند.
همان طور که نياوردنِ فعل ها و يا ادامه ندادنِ سطرها همراه با ايجاز و سپيدخواني برخي سطرها امکانِ شعرِ "چند صدايي" را دو چندان نشان داده است. و کارِ عمده ي شاعر استفاده از کلمه ي دو پهلوي "گُل" با همراهيِ"سپيدخواني" و "حذفِ افعال" است.
هر چند که در شعر فارسي اين موارد بارها به کار رفته است.

نمونه ي سوم:
 مىخواهم بروم بالا ... بالاتر

بلند
پلکاني که انتهاي آن
در مِه گم شده است

چه کوچکند ... چه دور!
هي ... اين جا ايستاده ايم که چه !؟

بر مىگردند
يک بشقابِ اضافي بر سفره
هيچ کس نمىداند چرا

"سه نوع خطِ نوشتاري" هم گام با شنيده شدنِ "سه نوع صداي حاکم بر شعر" به سمتِ از بين رفتنِ "من" راوي مطلق به پيش رفته است.
گويا در اين جا دوربيني کار گذاشته شده است و از صحبت کردنِ دو نفر فيلم گرفته مىشود. در واقع شعر نوعي جريانِ سيّال حاصل از گفت و گوي دو نفره است که مدام بالا و پايين مىشود خطوطِ نوشتاري و صداها در شعر به خوبي در جهتِ ثبتِ يک شعرِ "چند صدايي" گام برداشته اند.
از ميان رفتنِ "منِ راوي" سبب شده است شعر در حالِ حرکت و نوسان به عينه نشان داده شود.

پىنوشت:
۱) سه شعرِ انتخاب شده ي اين مقاله از کتابِ "دارم دوباره کلاغ مىشوم: استخراج شده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1384ساعت 14:44  توسط امیر قاضی پور  | 

 

خلوت می شود گاهی که زمین فروشی است

لای رفت / می گیرد از فرط یک کلاه

 

آرام پیش تو را در عکسی جوان

اگر دست خودم بود / به اضافه ی آبی .

از این دروغ که فرو بردی ، بارها

یک رفت به روی ساحل .

 بالا نمی رود .

جان را می گیرد

 

 هم تحریر راه را می برد

یک رفت به روی ساحل

 

                       امیر قاضی پور

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1384ساعت 20:35  توسط امیر قاضی پور  |