تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

 واژه مادر است

اول

توی چراغ برق

کاشی کاری توی سفره خانه

ناف بریده

نفاق         پنجره

واحدهای اول ترم پیش دانشگاهی

پل های سواره                  ترن زیر سرم

زیره به کرمان

زیره هشتاد تومان توی ارگ کریم خانی

 

خربزه چند تا         تا          پوست بی اندازی

بوسه نمی خواهد

دسته دار صندلی               خط روی خط

خط کشید روی بوسه ای

                  

                      بر"رد" انبوه

"شمارش " پیش افتاده نیست. زیرا از چند سو من ازخواندنش،همه چیز را در هیئت واحد نمی بینم. به طور مثال، دادن توصیفاتی :

واژه مادر است / توی چراغ برق/ کاشی کاری توی سفره خانه و... تا آخر شعر. دادن چنین توصیفاتی، درباره ی چیزهایی که از دیدن من جدا می شوند... اصلن تمام دیدن ها را تشریح می کنم.

 بسیاری از چیزها دارای یک توصیف نیست. بعضی اختلاط ها، فقط یک نوع از کاربردی است که برخی ازموقعیت های مشخص را با یک بیننده ی(حال عادی یا خاص) در معرض قضاوت قرار می دهد. کاشی کاری، ارگ کریم خانی، ترم پیش انشگاهی، دسته دار صندلی - می توانند در جهت یک رونوشت دقیق باشند.اما من عکس آن رامی گویم. این توصیفات، چنان آورده شده که هرخط ، خط دیگرراچنان می گوید که خط دیگرآن چنان نمی گوید.(مگر در فضایی مشخص) "خط روی خط " انداخته، به نظر می آید؛ زیره ی هشتاد تومان و خربزه پوست اندازی شده، ما را گمراه می کنند. آیا تمام توصیفاتی را که می گویم، در پی دیدن اصل آن هستیم؟

اصل این بازی از مفهوم خارج شده است. بی آنکه بداند استعداد این کار را دارد. درهمان جا روی مکان های مختلف می خوابد. خط هایی که می کشد، می تواند دیوار(یا هر چیزدیگر) را سیاه کند. اما چنین چیزی در کار وجود ندارد. شمارش می شود و تمام، خط خطی می شود. آن هم با عباراتی که نمی توانند روی هم سوار شوند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 17:12  توسط امیر قاضی پور  | 

دومینو - شماره ی دوم

داستان - الهام ملک پور
درجریان باشید الهام از این داستان خوشش نمیاد/ به درد لج در آوردن که
میخوره ؟؟ - مطهره محمودی
مرا ببخشید که این قدر فشرده ام ( نگاهي به يكي از اشعار امير قاضي پور) - الهام ملك پور
شعر- طاهره ضیغمی
شعر- سينا مقدم
بداهه نویسی - امیر قاضی پور و مجید یگانه
نام دو کتاب کودک ایرانی در فهرست جهانی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 18:1  توسط امیر قاضی پور  | 

فصل نامه شعر پاپریک - شماره ی صفر منتشر شد.

عناوین شماره ی صفر - پاییز ۱۳۸۴ :

مشکل زبانی ما / داریوش آشوری

فروید : شعر و روان کاوی / لیونل تریلینگ

دیگر - زبانی، بومی شدن و جهانی شدن / شمس آقاجانی

سیلویا پلات ازدیدگاه دریدا / فرزین هومان فر

آدونیس در آینه / رضا عامری

برج بابل زبان و ترجمه در ایران / محمد ضیمران

شعر هایی از : فرزین هومان فر - شمس لنگرودی - محمد حقوقی - م.ع. سپانلو - آلن لانس -

ماهاری موآ - راجر مگاف و ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 6:29  توسط امیر قاضی پور  | 

 

 دومینو - شماره ی اول

آسيا - داستان <امير قاضي پور >/نگاهي گذرا به جهان داستاني نويسندگان آمريكايي ( چيور و كارور ) - <حسين محمدي >/بي خوابي - شعر< محمد مختاري>/خواندن شعري از < رضا براهني >/ به سرعت  ... - شعر< ليلا روبين>

و شماره ی قبل دومینو :

                   دومینو - شماره ی بدون شماره

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 8:14  توسط امیر قاضی پور  | 

 

 حسین محمدی متن نوشته كه گمان مي رود داراي بعدي واقعي باشد، خواننده را بر ساختن متن نانوشته فرا مي خواند. ( ايزر 1974 )
مانيفست از جايي سخن مي آغازد كه در آن دوره ي تاريخي نيز نبود ( سخن قابيل ) - همچون كلام الهي كه اعلام مي دارد در آغاز هيچ نبود جز كلام.
در هر دو ارجاع روايي، گويي كلام يا سخن ( نام گذاري ها ) است كه مي آفريند. حقيقت ناتوراليستي و ارجاعي به اشيا نيز نمود مي يابند. هست مي يابند.
نگارندگان متن مانيفست اين وضعيت را مي گيرند و به عرصه ي ادبيات مي كشانند. براي انكار آنچه كه وجود آن توسط مخاطب مسلم و حتمي فرض گشته است. در آن روايات كلام مي آفريد، ولي حال همين كلام به ضد خود واداشته مي شود تا انكار نمايد.
متن مانيفست - در خود است و براي خود - زبان خويش را از درون پي مي افكند و به بيرون پرتاب مي كند با شتاب خشن يك منجنيق.
اينان انقلاب را از زبان جهاني مانيفست نويسي مي آغازند. چرا كه تا پيش از اين متن و زبان مانيفست مشخص بوده است. زبان مانيفست، جهان بيرون را به درون متن مي كشيد. هدف در مورد چيزي سخن گفتن  در بيرون است و بس . ولي زبان مانيفست شعر (متن فوق) تفاوت دارد با آنچه گفته شد. متن، زبان خويش را درون متن پي مي افكند. سوژه از بيرون تغذيه نمي شود. بلكه از درون خويش، خود را تغذيه مي نمايد تا به پايان برسد و دوباره ساخته شود.
كليت زبان شناختي معاصر ( واقعيت ) را به چالش مي كشد. كليت را مي گويد ولي آن كل موجود( نگاه كنيد : كليات بديهي - آلن باديو )
نه آن كلياتي كه حضور خويش را مديون جزئيات باشد. خود كليت حادثه ساز مي شود. زبان فارسي را به كار مي گيرد همچون ابزار نه به خاطر ارزش خاص كه به زبان فارسي ارجاع مي دهند( همچون ارزش تاريخي و باستاني و ... ) بلكه تنها زبان ارتباطي موجود و خاص متن. فارسي را به كار مي برند تا پارول ، زبان ( لانگ) را تبيين نمايد. همچون يك ذهن خيال پرداز باستاني( ناموجود) كه آركه تيپ هاي آينده را ( موجود را) رقم مي زند. از ناموجود ، وجود را مي آفريند. شكست رئاليته ي موجود با خشونت. خشونت موجود در زبان متن به خاطر همين تنش و درد زايش وجود از ناموجود است.
متن مانيفست به ما مي گويد نيما ، پدر سالاري موجود در بوطيقاي شعر را شكست. نگارندگان متن نيز خواهان شكستن ، شكستني نيما هستند. جريان ي براي شكستن نيمايي در ادبيات معاصر ، نه به قصد ارتجاع . بلكه براي شكستن ارتجاع نيمايي جلوگيري از ساختار شدن زبان شعر نيمايي نه به سبب بازگشت به قبل از نيما بلكه براي جلوتر رفتن از معاصر.
اين انقلاب دروني همزمان و مداوم است كه انقلاب را به حضور فرا مي خواند. انقلاب در لحظه نيست بلكه انقلاب از جنس دريدايي در جاي جاي متن مانيفست به چشم مي خورد. سفري به درون زبان دريدايي كه نه به سبب تفريح بلكه اسكان در آن جهت احيا ي سفري دوباره است به پيش. اين عصيان حتا متن خويش را در مي نوردد و خواهان آن است كه مخاطب حتا به اين مانيفست نيز اتكا نكند و از آن فراتر رود. حركت بر روي لبه ي تيغ براي مخاطب از پايان، آغاز مي شود .
خواننده ظاهر بين و قيل و قال ي كه در دنياي مقال به سر مي برد در ظاهر الامر نگارندگان را متهم به تخريب سنت ( حافظ ، مدرنيسم نيما و براهني ) مي نمايد.
ولي در عمق، گويي با نام بردن اين افراد (حافظ ، نيما و براهني ) برارزش كار آنها و دوران ساز بودن آنها تاكيدي دوباره مي كنند ولي نه به قصد ستايش و بت سازي بلكه كلام نيمايي و براهني را براي خود آنها به كار بردن است. گويي از دريچه ي چشم براهني كه در دوره اي كه به توللي ها و نادرپور ها نظري مي افكند حال با همان نگاه به خود براهني و براهني ها نظر افكندن :
هدف از نام بردن از نيما و براهني در متن نه براي تمسخر آنها بلكه براي يادآوري آنهاست نه شخصيت وجودي آنها در شكل معاصر  بلكه ارزش كار آنها كه مي تواند براي هر كس رخ بنماياند و آن ارزش است. ساخت شكني از زبان ادبي است كه نيما را نيما مي كند. ونه نيمايي كه هم اكنون در انجمن ها به نام نيما مي شناسيم. اين نيماي حاضر جسدي است كه فقط در تعداد سنگ قبرها تكثير مي يابد  با سنگ نبشته اي به نام نيمايي ها.
تكثير در فرم است وبس. نام از براهني كه لبه ي تيغ نقد خود را بر همه بدون هيچ ابايي روا مي داشته. اين بار بر لبه ي تيغ براهني توسط  " نسل بي سن " (مقاله به همین نام از براهني) به تن براهني و براهني ها خواهد خورد.
جالب اين است كه همه ي اين نام بردن ها سبب نگشته است كه نگارندگان متن جز ميراث داران كلام و زبان اين افراد (حافظ ، نيما و براهني ) گردند. چراكه  ادبيت متن همچون كلام شعر، نقادي را از درون خود مي سازند و به بيرون عرضه مي كنند.
براي همين همچون نقد هاي سنتي، وابسته به اثر مورد نقد نيستند بلكه مي روند خود را همچون اثري ناب عرضه كنند. ناب بودني كه در متن باقي مي ماند و از آن خارج نمي شود.
شايد  يكي از نقاط ضعف و يا شايد يكي از امتيازات مانيفست اين است كه ناب بودن را در عرصه ي متن انتها مي دهد و خروج از متن موجب هيستري مخاطب مي گردد. واین را به ذهن مي آورد كه متن نيز در فضايي هيستريك نگاشته شده است.
يك نگراني در همه ي متن حاضر است و آن نگراني نگارندگان از نگفتن همه چيز است . اين عطش خواننده يا ميل خواستنش را دامن مي زند ولي آن را ارضاء نمي كند ودر حالت نيمه ارضا ي پايان متن خلاصه مي شود. و شايد نگارندگان خواسته اند اين ميل هيچ وقت ارضاء نشود چرا كه ارضاء همبسته ي سركوب است و نيمه ارضاء يي براي جلوگيري از سركوب است.
اين تعليق در ارضاءاست كه مرز متن  را با سر كوب ميل مشخص مي كند و به آن متن در نمي دهد.

 

 * این مقاله برای نخستین بار به نشانی : domino.blogfa.com/post-38.aspx 

   منتشر شده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 6:15  توسط امیر قاضی پور  | 

 

سلام !

 قریب سی و اندی پیام و هفتاد و خرده ای پیک الکترونیکی در باره ی مانیفست شماره ی یک شعر داشتم . از همه دوستان - چه آنهایی که نقد و حرف داشتند -  و دیگران ... ممنون !

دیگه اینکه دومینو - شماره ی بدون شماره  منتشر شد.

/  یک شعر جدید هم در اینجا ببینید... تا بعد !

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 9:13  توسط امیر قاضی پور  |