تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

حجابي را كه فكر مي كني - لكه اي سياه مدادي را خط مي كشد.
به ما ياد داده شده بدن - بروزاتش چيزي بيروني ست.
اندام شناختي هيچ چيز - چيزي نو -  سر برگرداندن براي ديدن چيزي.... يعني بازرسي روي مي دهد( ؟)
من به گزاره هايي كه باور ندارم. تصور كردن حالت ساده - دستوري كه به من مي گويند به چه باور دارند.
چرا نگاه كردن ساده اين قدر دشوار شده؟


 - استیلا فروردین ماه ۱۳۸۵ - کارنامه کاریاب

 - مرگ زادن های مرگ دراین نظام رفتن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 19:21  توسط امیر قاضی پور  | 

Alternative

تقدیم به روح دادا

 

همه چیز

محو ایستگاهی برای چشم اندازی

موضع متفاوت زمان ها

آیا من کمی او می شوم؟

زندگی را فکر کرد                         آفریدن مرگ

تفکر مانوی مستتر

 <الهام ملک پور>

 


                                منزله ي فكر كردن
۱
تفکر مانوی مستتر؛
من نمي توانم پيشاپيش درباره چيزي كه نمي دانم و نمي شناسمش به افكارم رجوع كنم.
تو اصلن نمي تواني تصورش را بكني - چيزهايي را كه مي تواني ميسر كني.
۲

(( همه چيز)) دورو برش را بررسي مي كنيم.
چگونه است كه اين يعني چيزي{در اينجا چيزي به پايان نمي رسد} به عبارت ديگر ديد كلي نداري. رديف طولاني فكر كردن.
۳

((آفريدن مرگ)) فقط حرف مي تواند باشد.هم چنان كه مساحت بخشيدن به كاغذ با يك " امر نامحدود " روبروست.
چنين چيزي كه حوزه وسيعي را داشته باشيم. از ذهن متفاوت تا زمان، تا آفرينش مرگ، و تفكر مانوي و هر آنچه ابهام مي آفريند و همه چيز - تمام تلقيات حساب است.
۴

وقتي به چيزي در هوا خيره مي شويم. چيزي كه شايد در هوا معلق باشد.فقط بايد نوشت.كلامي - تصويري. معناي مواجهه ((با اين همه چيز كه روي مي دهد.)) زمان را محدود مي كنيم. اشيا را نامحدود.
۵

فكر كردن كاربردش را هنوز به ما بدهكار است.
(( آيا من كمي او مي شوم))
تكلمي كه من بازمي شناسمش. موقع خواندن_ اين سطرها چه قدر نواخته شدن اين سطرها وجود دارد؟
" فكر كردن واژه ها " متوقع است.
- جمله را همراه با فكر كردن خوانده اي(؟)
- مگر تحقيق چنين چيزي وجود دارد.
امير قاضي پور
۸۵/۱/۲۳

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 12:29  توسط امیر قاضی پور  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:22  توسط امیر قاضی پور 

چقدر بدم مي آد؛«به من سر بزنيد»، «منتظرم بيا»، «بروزم». در حالي كه هر بار دايره اي دور چيزي رسم مي كنند و به همين منوال صاحب شطرنج تو نيستي! انتظار داشتن را مواجه می شوی. با بود و نبود! در آشفتگي كارم را انجام مي دهم؛
همچنان همون بازي.مطمئنم. چون حكم كردن برايتان مهم باشد؛ «من چيزي نمي دانم.» مدام آنچه را بايد انجام دهم - به من القا مي كنند.

آيا توجه كرده ام. در غالب يخ نشان داده ام.


وقتي شعري را مي خوانيم تاثيري بر ما مي گذارد.«آيا موقع خواندن آن همان چيزي را حس مي كني كه وقتي چيزي معمولي را مي خواني؟» - جواب دادن به اين سوال را چطور ياد گرفته ام؟ شايد بگويم: «البته كه نه!» - كه مثل آن است كه بگويم: اين مرا مي گيرد، و ديگري نه.
«موقع خواندنش چيزي متفاوت را تجربه مي كنم.» - و اين چه نوع چيزي است؟ - پاسخ رضايت بخشي نمي توانم بدهم. چون پاسخي كه مي دهم به خودي خود مهم نيست.  - «ولي  آيا   موقع  خواندن  لذت نبردي؟ » البته  - چون پاسخ مخالف به اين معنا خواهد بود: زودتر يا ديرتر لذت بردم؛ و من اين را نمي خواهم بگويم.
ولي حال حتمن احساسات و تصورات موقع خواندن را به ياد مي آوري، احساسات و تصوراتي كه با لذت بردن، با تاثير، پيوند دارند.  - ولي معنا داري آنها فقط از محيط شان نشئت گرفته بود: از خواندن شعر، از آشنايي من با زبان، با وزن شعر و با زمينه هايي بي شمار.
بايد از خود بپرسي، ما اصلن بيان «اين محشر است، مگر نه!» را چگونه ياد گرفته ايم؟  - هيچ كس آن را براي ما اين طور توضيح نداد كه از احساسات، تصورات يا افكار ملازم شنيدن شاهد بياورد! بله، اگر او از چنين تجربه هايي چيزي براي گفتن نداشته باشد، ما شك نخواهيم كرد كه او لذت برده است؛ ولي اگر معلوم شد كه او زمينه هايي را نمي فهمد، چرا.
< لودویگ ویتگنشتاین/ برگه ها / مالک حسینی / ص ۵۰>

و به سایت رمز آشوب نیز سری بزنید.

 

اکبر گنجی واسلاوهاول ایران بنای سکوت ندارد.

 

  می دانستید؛ مزار شاملو  فروردین ماه هر سال تخریب می شود

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 12:1  توسط امیر قاضی پور  | 

الهام برای استیلا پیشنهاد داده 

مکث کنیم روی:

(( پروسه ی بنیادین یک ذهن در چارچوب انتقادی هستی اش

گاهی می اندیشم گاهی هستم ))

 

 درمجله ادبی دومینو - فروردین ماه  با مقالات "حسين محمدي " و مقاله جديدش با عنوان " حصارهاي ضد خرگوش " / همراه با آثارالهام ملك پور - ليلا روبين - مجيد يگانه و امير قاضي پور... ديدن كنيد!

                   و

تهدید کتاب ها ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 13:6  توسط امیر قاضی پور  | 

شبي كه گرگ عاشق شد
سيمين ساغر بهروز( الف. س . بهروز )
چاپ اول: نشربرنامه
شمارگان: ۳۰۰نسخه
۴۳ص

درسال ۱۳۷۹دفتر شعر(( شبي كه گرگ عاشق شد )) با صفحات اندك و شمارگان پايين منتشر شد. فضاي كتاب نشان از شعري مي دهد كه بدون صحبت كردن با " زيست حقيقي " سخن مي گويد. زبانش را يكجا جمع نمي كند و با بازي با زمان، به هنري - شعري تبديل مي شود كه گاه خواننده ي شعر را اذيت مي كند. تغيير ريتم ناگهاني، ساختن تصاويري متحرك در شعر و سرباز زدن از سبك شعر رايج، از ويژگي هاي اين دفتر شعر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 12:35  توسط امیر قاضی پور  | 

تنهايي دم مرگ
نوربرت الياس
نشر گام نو - ۱۳۸۴
ترجمه: اميد مهرگان - صالح نجفي


سونات تبريزي
مجموعه شعر
ياشار احد صارمي
نشر ويستار -  ۱۳۸۴


در كسوت ماه
سيلويا پلات
(دو زبانه)
ترجمه:سعيد سعيد پور
چاپ دوم: نشرمرواريد -  ۱۳۸۴

سياست مدرنيزاسيون در ايران
علي مير سپاسي
بحثي درباره گفت مان هاي روشنفكري و سياست مدرنيزاسيون در ايران
ترجمه:جلال توكليان
نشر مركز -  ۱۳۸۴

هوسرل در متن آثارش
عبدالكريم رشيديان
نشر ني -  ۱۳۸۴


ديالكتيك روشنگري
قطعات فلسفي
تئودور آدورنو ماركس هوركهايمر
ترجمه: اميد مهرگان - مراد فرهادپور
نشر گام نو -  ۱۳۸۴

 

عاشقيت در پاورقي
مهسا محب علي
چاپ دوم: نشر چشمه - ۱۳۸۴
 

من دختر نيستم
شيوا ارسطويي
نشر قطره - ۱۳۸۴

 

در نيمه راه دوزخ
گزيده اشعار
پل ورلن
ترجمه : محمد رضا پارسايار
نشر نگاه معاصر - ۱۳۸۴ 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 12:47  توسط امیر قاضی پور  | 

 

است روي سين هايی كه نيستم


ديالوگ شاعرانه من و الهام را پيرامون دو شعر از خودمان در این جا ببينيد.
ياد بگيريم در سال ۱۳۸۵ روي كارهاي هم نقد و نظر داشته باشيم...
خوب باشيد!
سال نو مبارك و پيروز!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 20:10  توسط امیر قاضی پور  |