تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

دل_ كتابو پرتره      دست           ادواري درشت
كشيده اسباب_سر و گردن        سهم ميان دندان هاش
تا يك پایين رفته         حرام شده بي گمان چرخها
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 20:9  توسط امیر قاضی پور  | 

 

درحمایت از آزادی رامین جهانبگلو امضا کنید.

خوانشی از کار واریته :: این شعرعجب قطعیت منقطعی داره!

 

فصل نامه شعر«پاپريك» شماره دوم (بهار ۱۳۸۵) منتشر شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:17  توسط امیر قاضی پور  | 

نوشتن يك فكر چگونه است(؟)
مثلن«رنج بردن» نه چيزي بيروني نه چيزي دروني. موضع دردناك؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 16:54  توسط امیر قاضی پور  | 

شعر را، همراه با «خالي بودن» خوانده اي؟
مرا درست كن. تو را تصحيح مي كنم. غم را در بدن احساس مي كنم.
« تي.اس.اليوت »در كجا (خواندم؟) نوشته بود؛

ما آدم هاي خالي هستيم
ما آدم هاي پوشالي هستيم
به يك ديگر تكيه داده
سرمان از كاه پر شده، افسوس
صداي خشكمان
هنگامي كه با هم زمزمه مي كنيم
خاموش است و بي معني
مانند دو علف خشكيده
با پاهاي موش ها روي شيشه هاي شكسته
در سرداب خشكمان... 

در جايي صدايي را شنيدن... نه! خودم نوشته بودم؛

خالي ... بزرگ                          زبان نمي آوردند
بقيه را از دست داده
بهتر است = تخته پوستش
از درست است... بخوانم
O
اخگر: ماشين هاي راهنمايي
چسبيده
هر كس        هر چه قدر                  از دست داه

 

 از شعر زمان مند بازديد كنيد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:55  توسط امیر قاضی پور  | 

بعضي شعرها قابل لمسند.با تعبير«جسماني» مي توانم لمسش كنم. اين گونه شعرها - كه فقط با نمونه مي توانم نشان دهم - ديگر «توصيف كلي» ندارند. در عين حال كه توصيف وجود دارد. جمله ها - سطرها گاهي دراين شعرها فرو مي ريزند. گاهي خون، گاهي غشا و شيريني - به وضوح ديده مي شود و لمس مي شود.
شعرهاي«سيلويا پلات» براي من چنين اند.
درادامه دو شعر از «آن يدر لوند» (شاعر سوئدي) و«سيلويا پلات» را براي نمونه مشاهده كنيد؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 20:6  توسط امیر قاضی پور 

Domino یک بازی ست
بازی مهم است و ما آن را دریافته ایم
شما هم بازی می کنید؟
تنها بازی می کنید؟
Domino یک بازی ست
ما این جا برای بازی آمده ایم
ضربه ی نخست با ما
شما هم بازی می کنید؟
ما هم منتظر می مانیم


«نشريه ادبي دومينو» امروز سوم اردي بهشت ۱۳۸۵يك ساله شد.
همزمان با اين رويداد، از «مانيفست شماره دو شعر» و ديگر آثار دیدن کنید!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:43  توسط امیر قاضی پور  | 

بسيار خوب امروز يك شعر نوشتم.

آنچه گرداگرد خانه ها
و فضاي آبي خون
مي شتابد در مرز
پوستي دراز در رگ ها
خط مي كشد «سوزني»
لبخند تصويري ندارد
مخروط تنها     آنگاه كه مي نگرد
پنهان مي شود ايمان
دستي كه مي نشيند
بازوش  عريان تر
كور مي كند
كشيده تر بازهم
يك آلت صدا
 <امير قاضي پور>



يك شعر از «گرترود استاين» حداقل ترجمه شعر، شعر خوبي به نظر مي رسه. از وبلاگ محمد آزرم با ترجمه وي استخراج شده.


از جهتی خورشيد و ماه آن‌جاست

از جهتی ديگر ابرهای کومولوس

و آسمان

چرا در جهتی ديگر است

به چيزی که می‌بينند نگاه می‌کنند

وقتی حرف می‌زنند مدت زيادی نگاه می‌کنند

وقتی شانس نباشد از خودش گرم‌تر نمی‌شود

تا آن‌ها ساکت باشند که بودند

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:3  توسط امیر قاضی پور  |