كشيده اسباب_سر و گردن سهم ميان دندان هاش
تا يك پایين رفته حرام شده بي گمان چرخها
نوشتار - فضای ادبی
درحمایت از آزادی رامین جهانبگلو امضا کنید.
خوانشی از کار واریته :: این شعرعجب قطعیت منقطعی داره!
فصل نامه شعر«پاپريك» شماره دوم (بهار ۱۳۸۵) منتشر شد.
نوشتن يك فكر چگونه است(؟)
مثلن«رنج بردن» نه چيزي بيروني نه چيزي دروني. موضع دردناك؟
ما آدم هاي خالي هستيم
ما آدم هاي پوشالي هستيم
به يك ديگر تكيه داده
سرمان از كاه پر شده، افسوس
صداي خشكمان
هنگامي كه با هم زمزمه مي كنيم
خاموش است و بي معني
مانند دو علف خشكيده
با پاهاي موش ها روي شيشه هاي شكسته
در سرداب خشكمان...
در جايي صدايي را شنيدن... نه! خودم نوشته بودم؛
خالي ... بزرگ زبان نمي آوردند
بقيه را از دست داده
بهتر است = تخته پوستش
از درست است... بخوانم
O
اخگر: ماشين هاي راهنمايي
چسبيده
هر كس هر چه قدر از دست داه
از شعر زمان مند بازديد كنيد.
بعضي شعرها قابل لمسند.با تعبير«جسماني» مي توانم لمسش كنم. اين گونه شعرها - كه فقط با نمونه مي توانم نشان دهم - ديگر «توصيف كلي» ندارند. در عين حال كه توصيف وجود دارد. جمله ها - سطرها گاهي دراين شعرها فرو مي ريزند. گاهي خون، گاهي غشا و شيريني - به وضوح ديده مي شود و لمس مي شود.
شعرهاي«سيلويا پلات» براي من چنين اند.
درادامه دو شعر از «آن يدر لوند» (شاعر سوئدي) و«سيلويا پلات» را براي نمونه مشاهده كنيد؛
Domino یک بازی ست
بازی مهم است و ما آن را دریافته ایم
شما هم بازی می کنید؟
تنها بازی می کنید؟
Domino یک بازی ست
ما این جا برای بازی آمده ایم
ضربه ی نخست با ما
شما هم بازی می کنید؟
ما هم منتظر می مانیم
«نشريه ادبي دومينو» امروز سوم اردي بهشت ۱۳۸۵يك ساله شد.
همزمان با اين رويداد، از «مانيفست شماره دو شعر» و ديگر آثار دیدن کنید!
آنچه گرداگرد خانه ها
و فضاي آبي خون
مي شتابد در مرز
پوستي دراز در رگ ها
خط مي كشد «سوزني»
لبخند تصويري ندارد
مخروط تنها آنگاه كه مي نگرد
پنهان مي شود ايمان
دستي كه مي نشيند
بازوش عريان تر
كور مي كند
كشيده تر بازهم
يك آلت صدا
<امير قاضي پور>
از جهتی خورشيد و ماه آنجاست
از جهتی ديگر ابرهای کومولوس
و آسمان
چرا در جهتی ديگر است
به چيزی که میبينند نگاه میکنند
وقتی حرف میزنند مدت زيادی نگاه میکنند
وقتی شانس نباشد از خودش گرمتر نمیشود
تا آنها ساکت باشند که بودند