تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

بداهه

صبح که برمی خاست

به لالایی استخوان های تبانی

به همهمه ای به همرهانش

روی شب / که لاله های خونین گلو

به درد می خندید

 

نقد کتاب (( عقب مانده )) درفرهنگسرای هنر- دوم امرداد ۸۵ - ساعت شش عصر

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 22:5  توسط امیر قاضی پور  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 20:33  توسط امیر قاضی پور  | 

نگاه چشمانت را نمی بینی

نگاهی به کتاب بی هیچ ترسی از جاذبه ی زمین

شعرهای  مهری جعفری

انتشارت آرویج

چاپ اول: ۱۳۸۵

واژه برای معناست؟ این واژه ها را می توان در کنار هم قرار داد. واژه های یک شاعر می توانند در ذهن ما رسوخ کنند. در زبان شاعر کسی می نویسد: " باید قطب هایم را عوض کنم ". آیا تفاوتی در این معنا وجود دارد که می توان توضیحش داد و به توضیحش در نمی آید؟

"مهری جعفری " اندیشه ی هر سطر از شعرهایش را مالک نیست. چگونه خواهیم گفت که هر واژه معادل این جمله است؟ چون هر سطر از شعر پدید نیامده است و بخش دیگر هنوز ناپدید مانده است. برای خواندن هر سطر از شعر، آن سطر هرگز حاضر نیست. بلکه واژه می تواند در هر جمله باشد و اوضاع هر سطر را در شعر ایجاد می کنیم.

زبانی را که می توان در این کتاب شعر دید: " نواختن سطرهای آشناست ". هر واژه جایش را به واژه بعدی می دهد. من می خواهم بنویسم شعرهای مهری جعفری از واژه ها فقط برای بیان فهم واژه ها استفاده نمی کند. زبانی که در آن سطرها، تغییر کنند / بدین نحو که تنوع معنایی آن قدر وجود ندارد. ولی نواختن سطرهای کوتاه، شاید امتیاز شعر باشد. شاعر از زبان شعر، واژگانی را می نویسدکه تاثرات خود را انتقال دهد. ولی در موقع انتقال، سطرها و واژه ها برایمان محو می شود. در شعر " باخیزهای زمین " بیش از آنکه فهم واژه ها را در زبان شعر داشته باشیم، نشان های زنده در زبان را داریم. خیابان های راست و چپ - طول و عرضی بی پایان - جست و خیز درخت ها - اندام های ریز و درشت - چال های کوچک ابرها. و این جا در این شعر کاربرد زبان این سطرها، تاثیراتی از نشانه ها می گیرد که فقط ایفای نقش نیست و در آن فهم به معنای چنین تاثیری نیست.

نشانه های این کتاب شعر را در ۱۳ شعر، سوای محتوایی که در آن وجود دارد - می توانیم در صفحه کاغذ پیاده کنیم. اگر نشانه مطابق قواعد ساخته شده شاعر باشد، می توانیم ترجمه کنیم. یا از زبان شعر واژگانی را به تصویر بکشیم. یا سطرها را تک ضرب بخوانیم.

کتاب " بی هیچ ترسی از جاذبه ی زمین " ایما و اشاره های مختلفی را در شعرهایش ریخته است. هشیاری که در زبان و رفتار شعر دیده می شود. به همان وضوحی است که که من (خواننده) درخودم می بینم. ولی شاعر اجازه می دهد چشم خواننده، به مثال گیرنده عمل نکند. بلکه گوش می گیرد، چشمش را باز می کند.حتا پرتو می افکند. اما من می خواهم بگویم چیزی را دریافت نمی کند. چیزی را می بینی که ازآن بیرون می آید. نگاه چشمانت را نمی بینی.

(( وقتی پراندم

بی انصافی بود

پریدنم را ندیدم ))

  < امیر قاضی پور >

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 17:17  توسط امیر قاضی پور  | 

جدیدت و یک لیوان آب - شعرهای من

و

پیشنهاد برای خواندن مجله:شماره چهارم مجله

" خرد نامه " - ویژه فروید(شبح یک روانکاو)

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 16:43  توسط امیر قاضی پور  | 

سرای درخت

در چشم هایش زبانی ست

" تاریک نوشتم تا آب شوند "

غرب ها لباسم هنوز در آب است.

از موها همه نام هم

راست می کند.

یک وقتی پرنده ی خیال آمیز

نوشته باشد همان قدر بزرگ

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 17:9  توسط امیر قاضی پور  |