تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

داریوش فروهر

با تیغ های فرو کرده -

موج موج، درزبانش

فریاد تولدی
 در پوست انسان
                وطن!


محمد مختاری
برهنه و عریان
چکش فرود می آید
«رها می شود تا فرود آید»

پروانه فروهر
می خواهم جهان را آغازکنم
پرستو های آکنده ازشرم!
فقط چند حرف داریم
«انسان برای مردن زندگی نمی کند»
بر دیوارهای شهر بنگارید:
«شاید یک روز»
 خون
        ماتیک
                  وطن

 

محمد جعفر پوینده
با دست و پا زدنی، تقلایی
«من زنده بودم»
       -  باید تو را پس بگیرند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 11:51  توسط امیر قاضی پور  | 

 

فرزندان ملت! دسته های مهاجر کندوها

در اهتزار پرچم هاتان

ما جمله کودکی مان را جا گذاشتیم

دلتنگی ها - رویا

 

من امروز در فرانسه ام

و زبان ام را در کوله بارم دارم

و می نویسم

وقتی که می نویسم

برای زبان فارسی من

زبان فرانسه

مکان تبعید است.

 

فراریات افشار،

از جبهه های دور

بر کشتگاه دور

بر کشتگاه نزدیک

ای گام های بی مهمیز

ای گام های برکت

که در میان مزرعه تاریخ جنگ را

بی اعتبارکرده اید

شهر از صدای شستن می آید

 ما از صدای شستن می آید

صدای شستن

دلتنگی ها - رویا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 12:9  توسط امیر قاضی پور  | 

دوست نویسنده ای ایمیل زده بود که آخر چه طور می تواند این شعر ها - سطرها را پیش چشمش مجسم کند؟ نوشته بود شعر های امیر قاضی پور را می خواند و نمی فهمد.برایش نوشتم وقتی شعر ها را بدون فهم می خوانی آیا چیز خاصی روی می دهد که شعر های با فهم دیگران را می خوانی؟ پاسخ داد که مثلن شعر" قرص " تو را چگونه بخوانمش.

حالا شعر " قرص " را می آورم و پایین شعر چند fact (فکت) را که شعر را با آنها بخوانی.

 

قرص

توی قفسه داشته باشم میز ناهارخوری

خندیدنه یک سیمه برقه واوه بندکش

دهکده - هوا ـ بو می کشد

تنپوشه طعم شیوه ی گلدان

قایق! به عروسی بیا

مادرسالم

باباتوم آمد خانه

ترک نقش بسته است

فلفل به عدس

هوا! تو می توانی شماره بگیری

دو تا قفسه قاشق به تو         همسرت

         امیر قاضی پور

 

fact های من برای خواندن شعر قرص؛

- شعر خانگی

- شیوه های نوین همسر داری در شعر

- ترانه های کوچک اتاف غربت

- سیستم های بسط- نایابنده

- پدر - مادر - همسر

- مادر سالارانه - فمینیستی

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 14:50  توسط امیر قاضی پور  | 

۱

می خواستم از متحول شدن دانشگاهها با اخراج استادان دگراندیش بنویسم. از فعالیت گروهی از زنان و مردان وطن در لغو حکم ضدبشری سنگسار و اعدام بنویسم.می خواستم ایران را همان طور که هست تصور کنم. اما برای چه مصرفی؟

کسی نمی فهمد چرا درباره ی این چیزها حرف می زنیم. به جای زیبایی، زشتی.... برای یه چیز بی معنا، معنا بیافرینیم.

من از کل ایران برداشتی نداشتم. ایران واژه ای که از پیش معنای دیگری دارد. پدیده ای مثل اینکه گفته می شود: نویسنده از پس آن بر نیامده.

۲

از خود انتقاد کنیم.

بدفهمیدن«مثل فهمیدن» مثل خطوطی که گرد آورده ام. ایما واشاره هایی که به چیزی اذعان نکرده ام. همان وضوحی که واقعن نمی بینیم. کسی که حرف می زند حرفهای مرا تصحیح می کند.

۳

حرف هایی مثل مکانیک.

کاربردهای حرف ناقص را نمی دانی. به کسی گفتند: " درباره اش صحبت کن ".

 

شعر زیرهم دوست دارم پایین این یادداشت باشد.

 

اردکی

جایی برای بازی.

بی نهایت

هنگام سایش

پلک می گشاید

«همه لبخندی»

مگر با نوشیدن دهانی سر می زند

مانند شیرشان، در میان ما حائل.

خون یکی مثل گرمک ها

" صدایی از چارچوب شیشه ها "

آبی در این کوچه ها

در اعتقاد آبی رفتن کفش ها

نه می راند              نباریده گرم می کند

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 11:9  توسط امیر قاضی پور  |