«پا»هستی؟
یاداشتی بر شعری از سوده نگین تاج
شعر سوده را در این جا مشاهده کنید
سطرهای بلند هرمی / شکل ها و پیام های یک زبان ؛ روانی زبانی که ایجاد می شود.روایت برخودش غلبه دارد. تمام روایت به خودش نقب می زند و بر خودش غلبه دارد.
نگران كدام حادثه ؟ /در من براي افتادن /اتفاق هم گيج مي شود ...
شاید سوده نگین تاج روایت شعرش را زیادی جدی می گیرد. آن «چیزتان»، «جایی تان.نیشخندی درکار، دردندان ها ( به تعبیر من) ایجاد می شود که در تمام سطرها وجود دارد . به لجام گسیخته ترین شکل در اطراف این سطرها ازدحامی از تزویرشکل می گیرد. " آیا باید شما را لخت کنم؟ - گیر ندهید آقا!! "
اصلن سنگ نوشته به درد کسی نمی خورد( سنگ نوشته ی شاعر)؛«اصلن به من چه که جای تان چه؟!»
شکل دیگر شعرمی خواهد دریافت شوکی باشد - که در کار وجود ندارد، و این امتیاز کار است.زبان بی بدیل شعر در میانه ی بی حالتی سطرها قرار می گیرد. آن که می خواهد به کار وصل شود / اتفاق در کار گیج می شود.قبلن سطرها «کات »شده است است. اندوهی بزرگ، می خواهد این سطرها را به هم وصل کند(!)
وصل کردن - اینجا به وجودش نیازی نیست. کسی به کسی «پا»نمی دهد. قبلن سطرهایی را که «کات»شده است. یک دستش روی یک سطراست و دست دیگرروی سطر دیگر.