+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:9  توسط امیر قاضی پور
|
باران خط زدن ادامه
پاها، غرق می شه
اول،خواهد استخوان سبز
قهوهای دهانمان بازمانده
پاهای چپ زننده
از عمق آب، چشمه ی آب
نخست در زبانم «پاهایم»
شمار کشتگان هر لشکر
همه ی کسانی که دستانشان در آرامش
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 14:23  توسط امیر قاضی پور
|
نام
از اول شروع شد
تا چهره یک قدم مانده به من
از سمت تنیده تا رویش تبعید
پوست خالی که چشم هات
تار،تار / تن ها
در سبوی خورشید
امیر قاضی پور
+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 15:15  توسط امیر قاضی پور
|
زبان، بالای چرخ
درآمده داخل نرده
توی چراغ که می رفت
ازانگشت، تنها بستن کتاب
می گذرد قالی.
دریا و من دریا
قبل می شود
شبیه صدای خودش
امیر قاضی پور
+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 12:30  توسط امیر قاضی پور
|
