تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

ریختن باغ

بر سو   بر هزاران

بندهای وجود خود بر عدم نیستی

شیشه این همه فضای شعری

زیرو رو، بسته ها

یک دهان برتر از این اکسیر

در هوا کلاه از سر بر می داری

و کاغذ از این سقف، بیرون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 14:59  توسط امیر قاضی پور  | 

خالی        «دو قفس»

مرا می چپاند

کتاب باز این جا

صندلی در زیر تبانی

افتادن از یک درخت

اهل لعنت بود

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:26  توسط امیر قاضی پور  | 

 

اینکه احمدی نژاد را نابغه بدانیم یا ندانیم. خوشبین بودن نسبت به اوضاع جاری ایران و فکر کردن به آینده در روزگاری که بحران های اجتماعی بسیار است. از همه جا بی خبر بودن .کنفرانس انکار هولوکاست، قطعنامه علیه رژیم در شورای امنیت، گرانی و تورم و خالی بودن اعتبار کشور.

این صفحه قرار است ادبی باشد. اما تمام سال های جوانی با این رویه تباه می شود. کسی به آینده فکر نمی کند و هیچ ضرورتی نمی بیند بدان فکر کند.

اصولن پیشاپیش به استقبال خطر رفتن امری مذموم به شمار می رود. در زمانه ی مصیبت هایی که بر سر ایران می آید، حداقل در ذهن و روان - نمی توان در برابر آینده ای که در برابر چشمانم است خوشبین باشم.

از پیش آگاه شدن از خطر و راه جستن برای گریز. در مقابل جامعه ای که هر کس حواسش را جمع خودش کرده است. این اکثریت های خاموش در هر کجا را اگر توده های بی تفاوت بنامیم یا کور. آن وقت با کمی دقت می فهمیم آشکارترین خطرات در مقابل جلوه ای ندارد. هر چه قدر هم در مواقع خطر، همبسته باشیم در برابر قدرت های تعیین کننده هیچ هستیم.

خاصیت استمرار بی هوده گی سیاسی در ایران به شدت یافت می شود. در وضعیتی به سر می بریم که هر قدر دلخوش تغییر باشیم. هر چه قدر آرایش تازه ای داشته باشیم. هیچ چیز مخالفی برابر این افسردگی و ملال نخواهیم داشت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 15:0  توسط امیر قاضی پور  | 

 صفحه شعر : به هوا

 

دومینو: آشکاریم در آخر کار

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 15:6  توسط امیر قاضی پور 

با دو پای دیگر می توانست

: یک پیک          بر اثر نوشیدن پیامی از شمال

در جایی در وقت خواندن

در سقف

به اندازه کافی یک صندوق پست

یک عقرب      شکسته       بر آن خفته

ماهی، خواه              چیزی، همراهشان

دو طرف جسد را گرفته بودند بیرون

در سقف، پهلوی " مهدی "

سریع تر ورق خورد که به خوردش داده بود

 


 

یک شعر : بعد از فام

اعتراض: ما شاعران آزاد

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 12:26  توسط امیر قاضی پور  | 

امیر قاضی پور:

در بشقاب / در راه شیری

با عظمت یک سال پرنده پرانی

از بالا آوردن خواب

و چشم های شاد

در صبح خیلی دیر

تمام شمع ها برای بریدن

نه خرگوش تا ابد گوش باشد

 

نه: روی نون فتحه بگذارید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13:38  توسط امیر قاضی پور  |