تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 خب ! لینچ در " بولوار مولهلند " به راحتی به هدفش می رسد، تماشاگر شدیدن دچار دلهره و تشویش می شود،به مدد فیلم نامه ای کاملن حساب شده و تکنیکی جاافتاده و روان: دوربینی که به موقع حرکت می کند و به جا می ایستد و مکث می کند(نگاه کنید به همان صحنه اول ورود زن به خانه) و نماهایی که کوتاهی یا بلندی شان در خدمت محتوای اثر قرار می گیرد ( نگاه کنید به صحنه ای که هر دو زن در داخل خانه غیب می شوند ) و نور پردازی که بار عمده ای از فضاسازی را به دوش می کشد ( نگاه کنید به صحنه ای که دو زن وارد منزل شماره ۱۷ شده اند و با جسد زنی روبرو می شوند، به اضافه اصلن استفاده از کنتراست نور بیرون و درون، همچنین سفیدی پای جسد و تیرگی صورتش که در جهت محتوا کارکرد دارد )

جز این اما فیلم یک ویژگی منحصر به فرد دارد که بر خلاف سایر آثار لینچ، آن را بیش تر دوست داشتنی می کند : فیلم درباره سینماست . یکی از زن ها بازیگر سینماست.به این شکل که او در واقع در اواخر فیلم نقش بازی می کند ، نقش زنی را که بیشتر جسدش را دیده ایم.

در واقع شخصیت های اصلی فیلم به مدد سینما از چارچوب های معمول در می گذرند و زندگی دیگری را  تجربه می کنند.

 اینجا در  " مولهلند "  جعبه کوچک عجیب - یا همان جادوی معروف - در واقع نمادی می شود از سینما ، که به مددش گره گشایی فیلم هم صورت می گیرد ، تا صحنه نهایی که پرده افتاده است و زنی ما را دعوت به سکوت می کند.

 تیتر : پشت پا زدن به هر نوع استقرار و قرار و آرامش تماشاگر

 تیتر کمکی : لینچ  چندان هم پیچیده نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 15:12  توسط امیر قاضی پور  | 

 

     درازاي روز تا كجاست؟

   شكل گذشته تو مي آيي ، مگر نه؟! چيست؟

 

    ابديت و يكروز

 

ابديت و يكروز / آنجلو پولوس

      در آغاز هجرت بود در پايان نيز هجرت است

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 19:45  توسط امیر قاضی پور  | 

 

سکنه خالی

 

مادر         مثل صدای نارنجی یک پرنده

مادر       مثل گام آرام یک نارنج

 

بوی خاک و صدای پرده های توری

با ته ریشه های باستانی

قهوه های خارجی               و شمایل خارجی که ریش دارد

 

به پرواز نورهای محو شده   در رنگ

هلاله جیوه ای متروک

 و نیم ساعت، بالا رونده از پله ها

 

سنگ، میان موهای مادر

شکوه مشت های گره کرده

بینی و عکس لخت تولد خواهر

آشنای محله، با صدای خارج

سینه ی گربه

رسیده و آماده

چقدر بدنقش  بر روی شاخه ها      مثل عسل

 

امیر قاضی پور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 14:46  توسط امیر قاضی پور  |