تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

"ويكي كريستينا بارسلونا " هنر ادراكات حسي است. ميان ديدن،شنيدن و چشيدن، شباهت و ارتباط هايي وجود دارد. ميان ديدن و لمس كردن تفاوتي وجود ندارد ؟

وودي آلن در اين فيلم عناصري چون رابطه و احساس را شاخص موقعيت حركات بازيگرانش كرده است. خيلي ساده وودي آلن بدبيني خود را به رابطه بيان مي كند؛  چون كه مي دانم رابطه را كجا داشته باشم . حس مي كنم ماجراجويي داشته باشم. ولي آن رابطه را نمي دانم،چون ... اين احساس ( رابطه ) شايد ديگر در اين اندام و حركات وجود ندارد.

"ويكي كريستينا بارسلونا" راحت ترين فيلم آلن است . از اين نظر كه مفاهيمي چون عشق ، رابطه و احساس را در پيچيدگي ان به سطح آورده است. راحت آورده است نمي دانيم چه مي خواهيم. احساس كمبود در زندگي ،نگاه بدبينانه به روابط و از همه مهم تر در اين فيلم نيازهاي يك زن. انسان هايي كه در زندگي به قول آلن مجبور هستند خوشبخت باشند.

مايل هستم اين جا در مورد بازي بازيگران اين فيلم بگويم: اگر آنتونيوني در فيلم هايش يك نوع" اروتيسم سرد " را باب كرد ( نگاه كنيد به مونيكا ويتي در كارهاي آنتونيوني با نگاه سرد،حس سرد و حتا مي توان گفت : آنتونيوني دور ايستادن عاطفي را دوست داشت ) حال در " ويكي كريستينا بارسلونا " شاهد يك نوع " اروتيسم طبيعي " هستيم. در كنار اينكه وودي آلن خوشبختانه در چهره و نگاه هاي بازيگرانش برهنگي ندارد و اين جا بدن هاي طبيعي همچون بازيگر زيبايي چون اسكارلت يوهانسون . واز اين لحاظ شخصيت هاي فيلم آلن در عين حال زيبا ،طبيعي و اروتيك هستند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:25  توسط امیر قاضی پور  | 

" تحقیر " را دوباره و چندباره ببینیم. فیلمی که بدون شک گداریست و من ازسبک آن در هر بار تماشا حض بردم.

فیلم با شرکت فوق ستاره بین المللی " برژیت باردو " به صورت پرده عریض توسط " رائول کورتار " همکار همیشگی گدار فیلمبرداری شده و غرق در رنگ های اصلی و غنی است.

خب! گدار را با موج نو سینمای فرانسه میشناسیم اما " تحقیر " شبیه یکی ازفیلم های حماسی بزرگ یا موزیکال های وینسنت مینه لی است تا فیلم های محبوب موج نو مانند " از نفس افتاده " یا مذکر / مونث. در واقع تحقیر که بر اساس رمانی قرینه وار نوشته آلبرتو موراویا ساخته شده به روند فیلمی حماسی بر اساس ادیسه هومر می پردازد.موراویا اساسا بر رابطه پر التهاب فیلنامه نویسی سرخورده با همسر عجیبش می پردازد .البته جای تعجب نیست که گدار بیشتر به روند فیلمسازی و بازتاب های هنری و سیاسی آن علاقه نشان می دهد. در تحقیر، فیلمنامه نویس بی علاقه (میشل پیکولی) که خلاقیت خود را در اختیار کارگردانی سلطه جو ( که نقش او را فریتس لانگ به نحوی درخشان ایفا می کند ) قرار می دهد .کارگردانی که توجه چندانی به نقش فیلمنامه نویس در فیلمسازی ندارد. کارگردان هم به نوبه خود باید در مقابل هوس های تهیه کننده ای نافرهیخته(جک پالاس) مقاومت می کند که شخصیت او را می توان با این گفته اش جمع بندی کرد : هر وقت کلمه فرهنگ را میشنوم، دست چکم را در می آورم. مضامین قدرت و هویت در رابطه با فیلمنامه نویس با همسرش ( باردو) طنین انداز است. در این بین گدار ذوق خود را با دست انداختن قواعد سینمایی و استفاده از آنها بروز می دهد.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 16:26  توسط امیر قاضی پور  | 

 

 elegy : اصلن لازم نیست برای خودت توضیح بدهی.

در فیلم elegy  يا فارسي اش " قصيده " يا  " مرثيه " احساسات و تصوراتي که با لذت بردن، با تاثیر پیوند دارند - از محیط و فضاسازی خود فیلم، هستند. هیچ کس برای ما این تصورات و احساسات را توضیح نداد. می خواهم بگویم بیان این فیلم محشر است. مثل اینکه بگویم مرا می گیرد. این جا آن لذت همیشگی ملازم با یک فیلم نیست. کسی ( من) از این فیلم لذت می برم که خوب دیده شدنش را می بینم. مهم این است که زودتر نه دیرتر لذت بردم.

" مرثیه " از آن فیلم های نیست که موقع دیدنش چیزی روی دهد. بلکه یک اشتیاق، ایما و اشاره های لحن، حتا یک آه، یک عشقبازی، یک صدا در زبانش است.

elegy از آن فیلم هایی است که به توضیح در نمی آید. هر چند خود فیلم در جزئیاتش می تواند در ما نفوذ کند. یک لحن به ما چیزی می گوید.elegy : اصلن لازم نیست برای خودت توضیح بدهی.

" عشق ؟ این چیزیه که سخت می شه درباره اش نوشت. نوشتن درباره عشق سخت ترین کار دنیاس، بس که سادس . "  - از دیالوگ فیلم " تعطیلی از دست رفته " بیلی وایلدر

در شعر - فیلم  " مرثیه " آیا این ایما و اشاره دست یافتنی است؟

 

 


 

نماند میان زمین و هوا : در جان پرنده ای

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 14:44  توسط امیر قاضی پور  |