تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

اگر سیلویا پلات در شعر شیوه  " اتوبیوگرافی بودن " را در پیش گرفت و به بیان " آلوارس " غیر ممکن را در شعر ممکن کرد به سبکی تحمل ناپذیر هستی

و اگر وودی آلن هم چنان در " ویکی کریستینا بارسلونا " سراغ زندگی نامه می رود " کاوه زاهدی " با ساختن فیلم " من یک معتاد به سکس هستم " از مشکلات خود با جنس مخالف می گوید.

حباب شیشه   کاوه زاهدی 

کاوه زاهدی رو به دوربین ایستاده، کمی بی پرواتر و جدی تر ( شاید امروزی تر ) از خود زندگی نامه ای که به سکس معتاد است می گوید و علاقه بیش از اندازه به رابطه با روسپی ها ( به قول مسعود بهنود : کارگران جنسی ) این کشف بزرگ! بر زندگی زناشویی او و روابطش با دیگران و کارش به عنوان یک فیلمساز سایه می اندازد و این ها همه در فیلم " من یک معتاد به سکس هستم " اشارات صریحی دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 15:55  توسط امیر قاضی پور  | 

بيگانگي» كه نخستين بار توسط هگل مطرح شد، به بررسي بيگانگي انسان و جهان مي‌پردازد كه بررسي اين بيگانگي بي‌شباهت به مفهوم بت‌پرستي انسان نيست. انسان دستاوردهايش را مستقل مي‌پندارد، خود را در آنها تجربه مي‌كند و به وسيله تسليم در برابر دستاوردش با خود ارتباط برقرار مي‌كند.

 


داستان فيلم Revelotionary road نوشته جاستين هايث براساس كتابي از ريچارد ياتز محصول 2009 از آشنايي و سپس زندگي مشتركي آغاز مي‌شود كه در آن آپريل، نقش زن داستان در سوداي بازيگري است و فرانك در يك شركت كار مي‌كند. چيزي كه بسيار ظريف و جالب است، اين است كه او در هيچ‌كدام از قسمت‌هاي عملي شركت كاري نمي‌كند. نه در توليد، ‌نه در فروش و نه در تعمير و خدمات، مستقيما موثر نيست. شغلي دارد كه پيش از تقسيم كار صنعتي هرگز نمي‌توانست وجود داشته باشد. بيگانگي با كار نيز پديده‌اي است كه قبل از تقسيم كار و ناچاري فرد در قبال انتخاب‌هايي كه جامعه صنعتي با تقسيم كار ايجاد كرده در اختيارش مي‌گذارد،‌ وجود نداشته است؛ چراكه فرد در دنيايي كه شغل به معناي امروزين معنا نداشته است، تنها كاري مي‌كرده كه ارادي در آن سهيم مي‌شده و مطابق با نيازش بوده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 15:30  توسط امیر قاضی پور  | 

 

۱- اینکه بیضایی در " وقتی همه خوابیم " سطح نازل در پشت پرده سینما را نشان می دهد خود به خود جای " همایش برگزار نشده ابتذال در سینمای ایران " است و این کاریکا تورها از تهیه کننده و سرمایه دار و حتا اغراق و دسته بندی آدم های خوب و بد، با فرهنگ و بی فرهنگ / در این ابتذال سینما چه قدر بجاست. نه! اصلن باید شور این ابتذال را می دیدیم و بیضایی به خوبی شورش را درآورد.

۲-  " وقتی همه خوابیم " را در سالن کوچک سینما سپیده دیدم. مثل یک صحنه عظیم تئاتر بود. انگار فضای کار به چند کوچه، چند آدم،چند مکان به عنوان معرف کل جامعه محدود شده بود بر خلاف کارهای " اینگمار برگمان " که کاملن تئاتریست این کار بیضایی را با تعدد نماها، تنوع چرخش دوربین و کنش های بازیگران و جلوه گری عناصر دور و نزدیک صحنه ( به قول مهرزاد دانش ) نمایش و خوش ساختی اثر به لحاظ اجراست.

 

۳- از هم پاشیدگی فیلم - اگر مقدمه چینی های داخل فیلم را نداشت - با اجرای اولیه فیلم می توانست پیچیده تر باشد. در کنار تاکیدهایی که در فیلم آمده است. امضا گرفتن، صدای دوربین های موبایل دار، این فضای بوجود آمده با تاکید بر امضا و ناامنی -  فیلم را به سمت هیچکاکی بودن در برخی صحنه ها برد.

بر خلاف کسانی که فیلم را " تابلوی ناتمام " می دانند.( رضا کاظمی در مجله فیلم ) این فیلم همچون کارهای دیگر بیضایی انسجام دارد. پاره ی اول، پاره ی دوم، مقدمه چینی، اجرای موسیقی در جهت فضای کار ، کنش های بازیگران.. ای کاش تابلوی ناتمام بود. اما بیضایی به وجه درونی و بیرونی اثرش وفادار مانده و همه چیز را در غلظت تمام رعایت کرده است. اتفاقن  " وقتی همه خوابیم " کاملترین فیلم بیضایی از لحاظ اجرا و کارگردانی ست. این به هم ریختگی اثر-  که دیگران بدان اشاره می کنند - به هم ریختگی فضا و آدم هاست . حتا با اغراق زیاد که می بینیم که جاهایی هم آزار دهنده است

 

۴-پیشنهاد می کنم در کنار دیدن  " وقتی همه خوابیم " مطالب پیرامون این فیلم را بخوانید. اگر در اینترنت عنوان فیلم را سرچ کنید : خواهید دید خرده گیری های ژورنالیست-منتقدان، نقطه قوت فیلم است. این سایه بیضایی ست که بر سر این جماعت سنگینی می کند . انصافن دوستان! تعصب به خرج ندهید مطالب کسانی که فیلم را دوست نداشته اند با دیدن فیلم مخلوط کنید.

 

۵-  چه قدر این لحن و گفتار در " وقتی همه خوابیم "  را دوس دارم . به این جور حرف زدن چی می گن ؟( کاش ما همه این جور حرف می زدیم ).. آن رد شدن آیینی از چراغ راهنمایی.. اصلن چقدر این فضای ایجابی فیلم نساختن بهرام بیضایی را در این فیلم دوس دارم. اینکه آدم حکم حکومتی نده و فریاد بکشه چرا نمی شه - نمی زارن - فیلم بسازه

که فیلم فقط درباره این نیست

 

 مطلب مرتبط:

خواب بزرگ - رضا درستکار

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 16:24  توسط امیر قاضی پور  | 

 

سرعت ماشین کم می شود

جهان در حال است

در پیچ و خم تپه ها                      مثل فیلم " طعم گیلاس " کیارستمی

برگ ها را به سختی تکان می دهد

صدای کشیده شدن قدم ها                          و رسیدن به ایستگاه

پرندگان دوباره وایسادن و راه افتادن

" افتتاح و افتضاس "

بالا افتادن تپه ها                        صدای کشیده شدن قدم ها    

به سمت مستهجن

یک صدا را می زنی که بگه اجاق جزغاله می شه

آفتاب دم غروب، ابرها عصر، آفتاب کنار می ره

 

امیر قاضی پور

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 18:47  توسط امیر قاضی پور  |