تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

بعضی کارها، شعرها و فیلم ها با اصالتند. اصالت از اصالت نه اصیل و ماندگار. اصالت از سرچشمه

هنر به مثابه چشم و سرچشمه از شعر ناب

 

در واقع تئوری به شدت عقب مانده ما اثر هنری را متشکل از مجموعه ای از محتوا می داند. هنر را به مقوله ای کاربردی برای نظم بخشیدن به طرحی ذهنی از دسته بندی ها تبدیل می کند.

در برخورد با این شعر از پروا افشار  این اصالت و طبیعی بودن خود شعر است. مهم نیست معنای جعلی،ساختگی و فاقد قانع کنندگی ما از این شعر چیست. به سطرهایی که در این شعر دارند فکر می کنند توجه کنید. به سطرهای  " سر خوردن کلمه ای را که ثابت نمی کند ".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:48  توسط امیر قاضی پور  | 

 

بوی ماهی                   ماسه ها و آهک ها

رنگ محو شده ی شکری رنگ

یا لباس خواب به تن

چهره هایی از روی ظلمت

شر شر             با چهره های زرد رنگ

مثل آب گل الود

هر شعری که می نویسد   بالای دریا

به طعم شکلات

یک فرشته می دود در باران

با اجازه ی چشمه ها

و چشمه های سربی

با ساقه ای که گوشش را می گذاشت

تا صدای دریا را بشنود

بی کرانه                   " کرانه ی سیاه رنگ "

 

امیر قاضی پور

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:16  توسط امیر قاضی پور  | 

 

نقاشی که کشته شد

" دل آرا دارابی " در حالی کشته شد (بخوانید اعدام شد بواسطه ی قانون ضد بشری قصاص : بخوانید جنایت اسلامی) که متهم به قتلی بود که در ۱۷ سالگی به او نسبت می دهند و او انکار می کرد. " دل آرایی " که هنرمند نقاش بود و هست. در حالی که در داخل و جهان منتظر رهایی او از " قانون ضد بشری اعدام " بودن بدون اطلاع قبلی در رشت کشته شد بر خلاف قانونی که جمهوری اسلامی پذیرفته کودکان زیر ۱۸سال را اعدام نکند

دل آرا قربانی انتقام گیری شخصی قانون ضدبشری " قصاص"

نقاشی دل آرادارابی

خدا از سر تقصیرات " بهشتی " اولین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی نگذرد که قانون انتقام گیری شخصی (بخوانیدقصاص:جنایت اسلامی) را به جلو برد

از همه تلخ تر آن است که حکومت این جنایت را به نام مردم انجام می دهد. یعنی سیستم (؟) حقوقی جمهوری اسلامی به خود حق می دهد به نام مردم آدم بکشد به نام صاحبان خون

در  زمینه آدم کشی رسمی خواندن معنی‌ی اعدام از نیما صفار لازم است..

روزی فرا می رسد که اعدام ، شکنجه و زندان رنگ می بازد و اون روز قطعن دیر نیست

من متنفرم ، من متنفرم ، من متنفرم  از اعدام  و قصاص و سنگسار . تنها کاری که حداقل می توانیم بکنیم ابراز انزجار از قصاص و انتقام گیری شخصی و هرگونه خشونت بدنی  و قرون وسطائیست برای رسیدن به حداقل های انسانی

ماده ی ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر : هیچ کس را نباید تحت شکنجه یا رفتار یا کیفر ظالمانه، غیر انسانی یا تحقیر آمیز قرار داد.

 

مطالب مرتبط:

 سازمان دیده‌بان حقوق بشر، اعدام دارابی را «نقض فجیع قوانین ایران و قوانین بین‌المللی و بی‌حرمتی سنگدلانه به کرامت انسانی» دانسته است

خون به خون شستن محال آمد محال

 

 

لمس سکوت

سکوت و هم سکون : عمق، طول زمانی و بافت سکوت هایی که نه تنها سکوت بلکه " لمس سکوت " است.

در فیلم " کسوف " : یک دقیقه سکوت در بازار بورس ، که یک دقیقه از وقت پرده را می گیرد برای تماشاگر بی نهایت طولانی به نظر می رسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:15  توسط امیر قاضی پور  | 

خب! حال كه " درباره الي " و " كنعان " را ديده ام مي خواهم بگويم كه در سطوحي به راه " ماجرا " ي آنتونيوني مي روند. نسخه ويدئويي " كنعان " را كه دوباره مي بينم آتشي مي شود گداخته زير خاكستر از قصه اي كه زبانش كاملن روزآمد است و بيش از آنكه داستان باشد " ماجرا " ست و اين را از آبشخور ادبي اش دارد كه همان داستان " آليس مونرو‌ " ست. از واپسين سنت هاي ادبيات آمريكا ، با سبكي يكسره نوپديد، پر از روابط دروني و لفافه در پرداخت.از همان - باز هم - سفري زوج فيلم مي روند و كارگردان عامدانه در آن درنگ مي كند تا هم ما و شخصيت هايش را زير سيطره زمان نشان دهد و تن را تخته بند زمان كند.از نماي درخشان ويراژ دادن ترانه عليدوستي (با آن بازي منكوب كننده) براي يافتن جاي پارك كه دوربين و بيننده را كه به جاي ناظر - در صندلي شاگر د- نشسته با سردرگمي شخصيت اصلي اش و محبس اطراف او هم گام و همانند مي كند.از شال تركمني كه يادگار مادر مرحوم است و بايستي زخم خاطره بزند اما گاوي به ناگاه آن را تيمار خود مي كند. از استادي از فرنگ برگشته و مدرن كه هيولاي تجدد ايراني گره زشتي بر كروات بد رنگش زده و او را به كار بساز و بفروشي كشانده.. از داستان فرعي خواهر مينا و علي كه سطحي از " تامل از خود " را فراهم مي آورد . از زمان بندي هاي به جا و ديرايي ( مدت زمان ) مينياتوري برش ها كه آگاهانه مجال تعمق را در عين تماشاگري فراهم مي آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:39  توسط امیر قاضی پور  | 

 

 

چرا فکر می کنیم سنگ از آسمان تغذیه می کنه

و چرا باز این دم                                             روز و ساعت را نمی داند

عادت به زنده بودن نیست

جمله ای رویش نوشته بود : شما دارید نگاهش می کنید

راستش اسم شما را  " فراموش " گذاشتم

کسی که می نویسد بی آنکه نویسنده می شود

اسم شما را " فراموش " گذاشتم

شاعر بالاتر از انسان است

کافه شاعران روی زمین ریخته است

جمع کردم

جز دیروز که فوق العاده بود

فراموش نکنید که در این لحظه

فقط یک لیوان آب

روشنایی می بخشد

از بس تشنه شدم هوا تاریک بود

امیر قاضی پور

 

* ژان کوکتو در " اورفه " در " خون یک شاعر "


 

حجم سفید / عبارت لرزان.. در جان پرنده ای

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 16:58  توسط امیر قاضی پور  |