تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

 

 

بر خود می جهد

" گل ها    و درختان "

و جاي سيلي خوردن

از ميان انگشتانم، شمايل مسخره دهاني كه خوني شده

بر ميز مرمرين، زني دهانش را مي شكند

هواي محض ، پر از شراب

دريچه ها

خون ها

همچون حباب ها

شيون يك كودك

و دم نزدن

با حس هجوم : كيف دستي ات ! را باز كن               پول قلمبه

درهم مي شكنم ؛لاله ي گوش

كاملن بي صدا

خون اگر خورشيد باشد

پول قلمبه دهانم را جلا مي دهد

امير قاضي پور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 13:32  توسط امیر قاضی پور  | 

 

طنین فریادهای " یا حسین میر حسین " ، " موسوی موسوی رئیس جمهورمایی" و " موسوی زنده باد کروبی پاینده باد " در میدان هفت تیر، میدان ولی عصر و تا خیابان فلسطین از سوی جنبش سبز، خیابان های تهران را فرا گرفت.

روز جمعه : روز جهانی ضد اشغالگری ، جنبش سبز ایران از ساعت ١١ صبح از هفت تیر به طرف دانشگاه تهران حرکت کرد. جنبش سبز با نمادهای سبز همچون سربند و دستبند از هفت تیر حرکت و در خیابان فلسطین با سد نیروهای امنیتی مواجه شد. چماقداران با چوب و چماق و پراکندن مردم، مانع رسیدن سبزها به دانشگاه تهران شدند و در خیابان انقلاب و خیابان های اطراف سد امنیتی و پلیسی شدیدی را ایجاد کردند. جمعیت چند میلیونی مردم از هفت تیر تا خیابان فلسطین، سرریز و یکدست حرکت کردند. در حالی که با سد نیروهای سرکوبگر روبرو شدند مسیر هفت تیر تا خیابان فلسطین را راهپیمایی کردند.

راهپیمایی دوم: مسیر خیابان فلسطین تا میدان هفت تیر بود . جنبش مردمی سبز ، دست افشان و با شعارهای ضد دولت غاصب، دوباره به سمت هفت تیر راهپیمایی کردند. درگیری های پراکنده  و حضور نیروهای پلیس و گارد ویژه  از ساعت ١۴باعث شد  مردم کم کم پراکنده شوند. بوق های ممتد و سوت زدن های جمعیت در زیر پل کریمخان توجه همگان را جلب می کرد.

 

شعارهایی که جنبش سبز در روز جهانی ضد اشغالگری بر علیه دولت غاصب فریاد کردند:

- نه غره نه لبنان جانم فدای ایران

- مرگ بر دیکتاتور

- بسیجی واقعی: همت بودن و باکری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 17:0  توسط امیر قاضی پور  | 

 

4شنبه 25 شهريور1388 جلسه شعر داشتيم. قابل توجه كساني كه اطلاع نداشتند و نيامدند

جلسه شعرخواني كاملن رسمي در مكان غير رسمي خانه هنرمندان توي آلاچيق غربي. ساعت 18:30 تا نزديكاي 20 برگزار شد.

به قول سهند اگر جلسه كميت نداشت اين كيفيت را داشت كه كلي شعر درست و حسابي كار! خونديم.

محمد حسن نجفي –  سهند آدم عارف - محمد فراهاني – امير قاضي پور – ابراهيم – رامتين زارع – مجيد يگانه – مهسا ( دوست يگانه ) و خانمي (؟) كه زود رفت در جلسه شعرخواني حضور داشتند.

قرار شد از اين پس جمعه ها در آلاچيق غربي پارك خانه هنرمندان بدون منت كسي و جايي جلسه داشته باشيم.

جلسه آتي : جمعه 3مهر 1388 ساعت 18:30 تا 20:30

موضوع بحث و گفت و گو : ورد – جادو

در كنار بحث و گفت و گو شعرخواني نيز برقرار است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 10:50  توسط امیر قاضی پور  | 

 

انقلاب     غلافي ست

كه نظام ها از آن بيرون مي پاشند

وقتي كه بادهاي اراده وزيدن گيرند.

شكوفايي اش عالي ست -

 

اما جز خاكريز حنايي اش

هر تابستان گوركني ست

از براي خويش

و از براي آزادي

 

كه بيهوده بر ساقه درآويخته

رنگ گلگونش را باخته است.

انقلاب تكانش مي دهد

تا يقين كند كه مرده است

 

اميلي ديكنسون

ترجمه : سعيد سعيد پور

 

 

فیلم روزهای سبز به کارگردانی حنا مخملباف 

اصلاح طلبان ايران غسل شهادت كردند

صعود مقاوت پذير رئيس جمهور ميرحسين موسوي

صعود مقاوت پذيرسيد محمد خاتمي

رستاخيز بزرگ شيخ مهدي كروبي

خيزش بلند مردم ايران

در انتظار روزهاي سبز

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 15:30  توسط امیر قاضی پور  | 

 

۰- دارد هوا که بخواند دو سر

 

۱- در روزهای بعد از کودتای سیاه انتخاباتی ۲۲خرداد ۸۸ فیلم دیدن و عمل فیلم دیدن بسیار سخت بوده (حداقل برای من) اما موسیقی ۲۴ ساعت شده. موسیقی، نوستالژی، گم شده های دوران و عریانی صدا

 

۲-مقاله مهدي ميرمحمدي در روزنامه اعتماد خیلی برام جالب بود با عنوان با همين ديدگان اشک آلود

تضاد، افسردگي و بيداري در موسيقي حسين عليزاده

۵- در موسیقی حسین علیزاده نوعی اضطراب مقدس، التهاب اهورایی و دلواپسی عمیق به گوش می رسد که تو را به هراس می اندازد. از مسئولیتی که بر وجودت سایه می اندازد و روشنایی که تو را به عصیان می خواند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 15:16  توسط امیر قاضی پور  | 

 

۰- فرم کم و بیش پیچیده " ناگهان بالتازار "

ناکهان بالتازار- اثر روبر برسون 1966

۱- سرچشمه ی این فیلم، ابله اثر داستایوفسکی است. 

" ناگهان بالتازار " (۱۹۶۶) به قول برسون، متشکل از " خطوط بسیاری است که یکدیگر را قطع می کنند ".

۲- دختری به نام ماری و الاغی به نام بالتازار ماجراهای فراوانی را پشت سر می گذارد که هر یک را می توان نماد گناهای مهلک بشری دانست.الاغ طبیعتن نمی تواند سرنوشت خودش را انتخاب کند. سرنوشت او در دست دیگران است و او از دست آدم های مال اندوز، مغرور و عیاش و ... در رنج است. ماری انسان است ، اما قربانی شدن او هم همان قدر هولناک است که سرنوشت کره الاغی که او در ابتدای فیلم سرپرستی اش را به عهده می گیرد. در انتها، گروهی از اوباش (معروف به گروه کت چرمی) به او تجاوز می کنند و کتکش می زنند. سردسته ی گروه، ژرار ، از بالتازار برای حمل جنس قاچاق در مرز فرانسه - سوئیس استفاده می کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 20:23  توسط امیر قاضی پور  |