تبليغاتX
یک رفت به روی ساحل

یک رفت به روی ساحل

نوشتار - فضای ادبی

 

در آلبوم " آن و آن " (نشر هرمس- ۲۰۰۸)  لحظاتی وجود دارد که دیگر نمی توان گفت یکی از سازها در خدمت دیگری است. این مورد برای خیلی ها عجیب است که این حالت چگونه به شکل بداهه نوازی (سه تار حسین علیزاده  - تمبک پژمان حدادی) پیش آمده است.جالب است پژمان حدادی در گفتگویی می گوید: حتی یکبار هم با علیزاده صحبت نکرده و حتی دستگاهی که قرار بود از طرف علیزاده اجرا شود، مشخص نبوده. در  " آن و آن " دوساز از یک شخصیت مساوی برخوردارند و دیگر نمی توان گفت یکی از سازها در خدمت دیگری است و این جا تمبک، نقش همراهی کننده ندارد و با قدرت انجام می گیرد.

 

یک لحظه...

             یک زخمه،

                   یک روزن.

                          می شکفد خورشید در دل

 

آن لحظه...

           آن روزن،

                آن زخمه.

                    می کشاند، می رباید، می رهاند تا ابد

                                     آن و

                                           آن

 حسین علیزاده

بهار ۸۷

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 16:0  توسط امیر قاضی پور  | 

 

تکه های طلا مثل لب ها دو پا دارند               و حرکت می کنند

مبل ها و دکورها یا فضای خالی

یا ساعت طلای شن

دختران رنگ پریده که با تکه های طلا پرواز می کنند

مست خواب در فضای صابونی دریا

مذهب ماهیگیر

که استخری سبز را

چون قطعه ای از بدن

تلاطم ها مثل صابون .. / براق!

شربت های رنگارنگ مثل ماهی های سبز و قرمز

---

  امیر قاضی پور

   ۱۰-۹آبان۸۸

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 9:29  توسط امیر قاضی پور  | 

 

جشن مقاومت بر علیه استکبار داخلی ( بقول ادوار تحکیم ) در سبز ترین روز سال ( به قول رئیس جمهور میر حسین موسوی ) در روز ملی مبارزه با استبداد ( به قول جنبش سبز ایران )

دو چهره متفاوت 13 آبان امسال


 

تزاحم

دارند شعار می دهند                         این همه جا تو گم شدی

یک روز یک تظاهرات گسترده

دارند شعار می دهند                         این همه جا تو گم شدی

هیچ وقت صاحب یک اجاق گاز ناقابل را سرزنش نمی کنم

انتخابی که آن آدم دیگر می کند

به گفته خودتان به جای شما انتخاب می کند

دارند شعار می دهند                  این همه جا تو گم شدی

جایی نیست همه شعار بدهند

اگر من به داشتن کشوری دیگر اشاره نکنم... کار بدی می کنم /؟

تغییر می تواند معنای دیگر داشته باشد

دو نفر که از سمت مجاور هم شعار نمی دهند

امیر قاضی پور

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 19:7  توسط امیر قاضی پور  | 

  

شاید زمانی که این مطلب را می خوانید " نگار سایه " آزاد شده باشد.نگار سایه آن دختر پر شر و شور.آن دختر کنجکاو.نگار سایه را اولین باردر " انجمن افراز " - جلسات ادبیش و " جلسات منزل پرویز ورجاوند " دیدم. نگار آن موقع خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان بود. بسیار علاقه مند به کار کردن اخبار گروه های سیاسی و مخالف داخل. آن هم در شرایطی که در خبرگزاری کاملن حکومتی و جناح راستی کار می کرد.

آشنایی با نگار بر می گردد به زمانی که از جلسات شعر باز می گشتیم و منو نگار سایه از حوالی ونک تا چهارراه ولی عصر را پیاده با هم می رفتیم و کلی بین راه سر به سر هم می ذاشتیم و بیشتر به واسطه ذهنیت سیاسی هر دو از سیاست تا شعر خواندن و تو سر هم زدن را توامان داشتیم.

این ها را می نویسم که یادش سبز باشد و این که نیست در بند است بداند فراموش نکرده ایم او را.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 14:29  توسط امیر قاضی پور  | 

 

وقتی  من فکر می کنم صبح  بایدخودکشی کرد

خون مرد خون زن را باید هنگام خودکشی، کشت

از هر جهت که باد می وزد

باد به سمت کسوف می رود

وقتی تمام اعضا و جوارح بیرون ریخته می شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 12:54  توسط امیر قاضی پور  |